تبليغاتX
دختران جوان-درمورد مسائل دختران

سلام

با عرض پوزش برای مدتی نمیتونم نت بیام و به دوستان عزیز سر بزنم

امیدوارم در روزهای آینده بتونم به همه ی دوستان سر بزنم

نوشته شده توسط علی در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 ساعت 15:15 | لینک ثابت | ارسال به Allrecent : معرفی به Allrecent

درخت سیب را با دستبند می آورند به جرم اینکه چرا میوه هایش را مثل سنگ پرتاب می کند.

درخت پرتقال را می آورند به جرم اینکه چرا میوه های امسالش خونین است.

درخت زیتون را می آورند به جرم اینکه چرا یک در میان دوقلو به دنیا آورده است

دادگاه رسمی است متهم موجی است که ایستاده

متهم کبوتری است که از آسمان پَر می کشد

                                             متهم گنجشکی است که عبری می داند

متهم تمام سنگهای قبرهاست که بسم الله ندارند

متهم تمام سنگهایی است که بسم الله ندارد

و تمام مادرانی که در بطن شان فرزندانی دارند سنگ در مشت

یک کودک زیر چکمه سیاهی می میرد

یک بچه توی آسمان شهر پَر می گیرد

یک مادر دوباره ناله را از سر می گیرد

گلوله سینه برادرم را می درد

شهادت کفن گلی می شود که پَرپَره

 

قلب او روی خاک افتاده اما می زند

کسی که تن پاکش توی دستهای منه

شتاب کن برادر وقت شهادت منه

شتاب کن برادر وقت گذشتن از منه

شتاب کن برادر وقت نجات وطنه

 

فریاد من مثل تبر می شکند سیاهی شبو

شتاب کن برادر، شتاب کن برادر، شتاب کن برادر

نوشته شده توسط علی در یکشنبه پانزدهم دی 1387 ساعت 20:43 | لینک ثابت | ارسال به Allrecent : معرفی به Allrecent

با عرض شرمندگی از تمام خواهران عزیز

این مطالب رو کپی کردم از سایت حاج آقای قرائتی حتما به کارتون میاد

 انشاالله

فرصت نشد که دوباره نویسی کنم مستقیم خودتون ببینید

روابط دختر و پسر

در این قسمت پرسش و پاسخ های مرتبط با روابط دختر وپسر قابل مطالعه است.

نوشته شده توسط علی در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 ساعت 2:17 | لینک ثابت | ارسال به Allrecent : معرفی به Allrecent

چگونه عشق و معرفت ائمه را در دل‌های خود و دیگران تقویت کنیم؟

‏شناخت ائمه اطهار(ع) و حقیقت مقام ملکوتى شان نه تنها براى هیچ صاحب اندیشه و متفکر تیز پروازى مقدور نیست، بلکه قوه وهم و تخیل شان نیز از تصور افق و کرانه هاى آنان عاجز است.
آنان انسان هاى کاملى هستند که خداوند، آسمان و زمین، بهشت و جهنم و همة فرشتگان را تحت فرمان آنان قرار داده و ملائکه را مأمور ساخته براى انجام هر مأموریتى در زمین،‌ نخست خدمت آنان شرفیاب شوند و مأموریت خود را به عرض امام برسانند («ما من ملک یهبطه الله فى أمر ما یهبط له إلاّ بدأ بالاءمام فعرض ذلک علیه».(1)
جهت روشن شدن حقیقت مطلب به داستان شهود حضرت موسی(ع) از زبان قرآن توجه کنید:‌
موساى کلیم که در آغاز دریافت وحی، خدا رابه واسطة «نار و شجره»(2) شهود کرده بود،‌ سال ها پس از آن و بعد از غلبه بر فرعون و فرعونیان از خدا می‌خواهد او را «بى واسطه» مشاهده کند، اما نه با چشم سر، بلکه با شهود قلبی. خداى سبحان در پاسخ موسی(ع) فرمود: «به این کوه بنگر! اگر توان تحمل تجلّى نور مرا داشت، تو هم مى توانى شهود مرا تحمل کنی». وقتى خداوند بر کوه تجلّى کرد، کوه متلاشى شد و موسی(ع) مدهوش گشت. وقتى به هوش آمد، به عجز و ناتوانى خویش اعتراف کرد و عرض نمود: تو منزه از آنى که بدون واسطه دیده شوی.
چشم تو و خورشید جهان تاب کجا؟
یار رخ دلدار و دل خواب کجا؟
با این تن خاکی، ملکوتى نشوی
اى دوست، تراب و ربّ الارباب کجا؟
خواهر گرامی! وقتى موساى کلیم از تجلّى یکى از اسماى الهى بى هوش می‌شود، چگونه براى انسان‌هاى عادى بلکه انبیا و اولیاى خدا همچون موسی(ع) میسر است که بتواند معرفت کامل به ائمه اطهار(ع) پیدا کنند، ‌در حالى که ائمه(ع) متجلى همه اسماى حسنا و صفات کمال و جمال و جلال الهى هستند؟
پیامبر اکرم(ص) چه قدر زیبا و شفاف فرمود: «یا علی،‌ما عرف الله حقّ معرفته غیرى و غیرک و ما عرفک حق معرفتک غیر الله و غیری؛(3) اى علی! حقیقت حق تعالى را غیر از من و تو کسى نشناخته و به حقیقت مقام و معرفت تو جز خدا و من کسى دست نیافته است».
چه باید کرد؟
اگر گفته شد ائمه اطهار«ابواب» و «بیوت» توحید و معرفت خدا هستند که معرفت به آنان ممکن نیست، منطور شناخت کامل و معرفت به حقیقت جامع آنان است. هر انسانى موظف است به قدر وسعت وجودى و ظرفیت عقلى و ذهنى براى شناخت آنان تلاش کند، تا مسیر بندگى و عبودیت خدا و راه صحیح زندگى را بشناسد و در صراط مستقیم گام گذارد.
آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگى باید چشید
راه دست یابى به معرفت اولیا و ائمه کدام است؟
این راه پیمودنى است و به حرکت و رفتن مداوم محتاج است، نه شنیدنى و عبور کردنی.


براى شناخت ائمه(ع):


1ـ باید با کلام و سخنان آنان و احادیث و روایاتشان مأنوس گشت. سیره و سنت آنان را در امور شخصى اجتماعی، عبادى، سیاسى و اقتصادى شناخت و آن را الگوى عمل قرار داد.
2ـ یکى دیگر از راه هایى که مى توان با آن نسبت به ائمه(ع) معرفت پیدا کرد، تأمل و تدبر در معانى و مفاهیم دعاها و مناجات هاى منقول از ائمه(ع) است،‌ مانند دعاى کمیل، ابوحمزة ثمالی، دعاى ندبه، مناجات شعبانیه،‌مناجات خمس عشر، دعاى عرفه و ... .
3ـ یکى از بهترین و ساده ترین،‌ ولى مهم ترین و ارزشمندترین راه هاى شناخت ائمه(ع)، خواندن زیارت نامه هاى ائمه(ع) مخصوصاً زیارت جامعه،‌و تفکر و کند و کاو، در معانى و مفاهیم بلند آن است.
کتاب «ادب فناى مقربان» که شرح زیارت جامعة کبیره، از آیت الله جوادى آملى است، هم چنین «شرح مناجات شعبانیه از حضرت آیت الله محمدى گیلانی،‌کتاب هاى مفیدى براى این مقصود هستند.


منظور از معرفت به ائمه و میزان و حد آن چیست؟


قدر و ارزش هر کسى به میزان معرفت او بستگى دارد. هر چه معرفت وسیع تر و جامع تر باشد، قرب و کمال شخص و ارزش اعمال او افزون تر است. معرفت منشأ پیدایش محبت و عشق است. وقتى عشق آمد، چون و چرا و دلیل خواهى عاشق کنار مى رود و اطاعت و پیروى محض از معشوق به میان مى آید. بنابراین باید تلاش کرد به معرفت خود نسبت به خدا و انبیا و ائمه(ع) توسعة بیشتر بدهیم و هیچ گاه از جهاد علم آموزى و کسب معرفت، خستگى به خود راه ندهیم.
حمزه بن حمران می‌گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: منظور از معرفت حق امام چیست؟ فرمود: بداند که او حجت و ولیّ خدا است و باور داشته باشد که او وصیّ و خلیفة پیامبر(ص) و واجب الاطاعه است و براى تبلیغ دین و هدایت مردم و پایدارى و استقامت در راه حق،‌ غریبانه به شهادت رسید.(4)
معرفت به ائمه ما را به این حقیقت نایل مى گرداند که: ائمه(ع) مظهر جامعیت علمى و عینى اسما و صفات خداوند هستند. آنان هر کمالى را که براى غیر خدا ممکن و مقدور است دارند و هر چه دارند، به طور کامل مصون از هر عیب و نقص است. رضایت و خشم و خشنودى آنان، رضایت و خشم و خشنودى خدا است.
به دلالت آیة تطهیر،(5) عالى ترین مراتب عصمت از آن ائمه است. آنان صاحب معجزات و کرامات، و ولایت تکوینى و تشریعى هستند. «علم الکتاب»(6) و علم لدنّى نزد آنان است. آنان از امور قلبى و باطنى انسان و سایر موجودات از عالم مُلک تا ملکوت اَعْلى آگاهند.
پیروى از آنان در تمام عرصه هاى زندگى واجب و لازم است.


چگونه مى توان محبت به اولیا و انبیاى الهى را در دل افزایش داد؟


پاسخ: : معرفت پایة اصلى محبّت است و محبّت ملازم با اطاعت و عامل بزرگ دوری از گناهان و راه اساسى تهذیب نفس است. ممکن است بسیار اتفاق بیفتد که از کنار دوستان صمیمى یا شخصیت هاى مورد احترام علمى و اجتماعى یا دینى و حتى محبوب دل همه منتظران و مستضعفان یعنى حضرت بقیه الله(ع) عبور کنیم و هیچ کارى که بیانگر احترام باشد،‌ انجام ندهیم، چون متوجه وجود آن فرد نشدیم یا دیدیم ولى نشناختیم، چون اگر مى شناختیم، ابراز محبّت و ارادت مى کردیم. انسان وقتى عاشق کسى شد و دوستدار او گشت، از وى پیروى می‌کند.
قرآن می‌فرماید: «إن کنتم تحبّون الله فاتبعونى یحببکم الله؛(7) اگر دوستدار خدا هستید، پس از من (پیامبر) پیروی کنید تا خدا شما را دوست داشته باشد». هرچه پیروى بیشتر و خالصانه تر انجام گیرد، بر محبت و ارادت افزوده مى گردد.
امام صادق(ع) می‌فرماید: «ما کسى را شیعه نمى دانیم مگر آن را که از همة اوامر ما پیروى کند».(8)
معرفت یا معارفه
وقتى معرفت موجب ایمان و عقیده شد، عشق و محبت مى ‌آفریند. هر چه درجة معرفت افزون تر گردد، ایمان و محبت از صلابت و استوارى بیشترى برخوردار مى گردد. وقتى عشق و محبت، همة هستى فرد را به احاطه در آورد،‌ عاشق را تابع بى چون و چراى معشوق مى سازد، در نتیجه محبت و لطف معشوق را متوجه خود مى نماید چنان که خداوند(معشوق واقعى و حقیقى عشاق حقیقت طلب) می‌گوید: «فاذکرونى أذکرکم؛(9) پس به یاد من باشید تا به یاد شما باشم».
امیرالمؤمنین(ع) پس از معرفى ائمه که سیاستگذاران و تدبیر کنندگان امور مردمند و از طرف خدا سرپرستى و ریاست خلایق را به عهده دارند، می‌فرماید: «لا یدخل الجنة إلاّ من عرفهم و عرفوه؛(10) داخل بهشت نمى شود مگر کسى که نسبت به امامان معرفت داشته باشد و آنان نیز آن فرد را در زمرة شیعیان و صاحبان معرفت به حق خود بدانند و بشناسند».معرفتى که به محبت و عشق مبدل مى‌گردد یک طرفه نخواهد بود. پس کسانى که اظهار دوستى و محبت می‌کنند و باور دارند که آن‌ها امامان به حق هستند، ولى از آنان اطاعت و پیروى نمى کنند، امامان را نشناخته و از این دوستى و اعتقاد سرسرى و یک طرفه نمى‌توانند به کمال مطلوب نایل گردند.
معرفت و ارتباط قلبی
براى افزایش محبت به اولیاى الهی، باید نسبت به آنان و مقام و منزلتشان، افکار و عقاید و عملکرد ها و سیره و سنت شان در میادین مختلف زندگى معرفت پیدا کرد و آن چه که آنان را خوشحال و رضایت شان را جلب مى‌کند، شناخت و سیر و حرکت هاى خود را بر محور جلب رضایت آنان تنظیم کرد و از هر چه که باعث ناخشنودى آنان است، فاصله گرفت.
نتیجه معرفت محبت است و نتیجة محبت اطاعت است، اما میان محبت و اطاعت رابطة‌ متقابل وجود دارد. هرچه محبت بیشتر، اطاعت قوى تر و هر اندازه اطاعت قوى تر و گسترده تر باشد، محبت افزایش مى‌یابد، و این تحقق نمى یابد مگر با ارتباط قلبى با آنان. در همة‌حالات زندگى (سختى ها و آسایش ها) به آنها باید متوسل شود و آنان را هادی، واسطه و شفیع خود نزد خدا قرار دهد. پاسخ را با ذکر روایتى از علی(ع) در مورد ملاک دوستى و دشمنى به پایان مى بریم:‌«إنّ ولیّ محمد(ص) من اطاع الله ... و انّ عدوّ محمد من عصى الله و ...؛(11) دوست محمد(ص) کسى است که خدا را اطاعت کند، اگر چه در خویشاوندى نسبت به پیامبر دور باشد، و دشمن حضرت کسى است که گناه کند و نافرمانى خدا نماید، اگر چه خویشاوند نزدیک او باشد».
در مورد راه جذب جوانان باید گفت: از طریق گفتگو و منطق و استدلال نیز می‌توان جوان را به ترویج ارزش‌ها فرا خواند. این راه عمیق‌تر و پابر جاتر است، ولی از آن جا که دشمن با شیوه تبلیغاتی و استفاده از قوه خیال و تحریک احساسات و عواطف، ایمان جوانان را نشانه گرفته، ما نیز باید از احساسات استفاده کنیم و از طریق برگزاری مجالس مذهبی از ارزش‌ها پاسداری نماییم.

نوشته شده توسط علی در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 ساعت 1:50 | لینک ثابت | ارسال به Allrecent : معرفی به Allrecent

نوشته شده توسط علی در پنجشنبه سی ام آبان 1387 ساعت 23:30 | لینک ثابت | ارسال به Allrecent : معرفی به Allrecent
یاد کردی ،دو سویه

خداوند متعال به آدمی می فرماید ای فرزندان آدم خاضعانه یادم کن، بزرگوارانه یادت می کنم

- مجاهدانه یادم کن آشکارا و با مشاهده یادت می کنم

- روی زمین یادم کن زیر زمین یادت کنم . در قبر یادت می کنم

- با نعمت وسلامتی یادم کن در سختی وتنهائی یادت می کنم

- با طاعت یادم کن با مغفرت یادت می کنم

- در سلامت و ثروت یادم کن، در فقر وتنگنا یادت می کنم.

- با صدق وصفا یادم کن ،در ملکوت اعلی یادت می کنم.

- با احسان به بینوایان یادم کن ،در آرامش گاه بهشت جاویدان یادت می کنم

- به بندگی یادم کن ، به پروردگاری یادت می کنم.

- ثناگویانه یادم کن، مهربانانه یادت می کنم .

- در تنگناهای هلاکتبار یادم کن ، با حیات کامل و زندگی پایدار یادت می کنم .

ندای اسرافیل

خداوند رحمن به آدمیان می فرماید: ای فرزند آدم ! شمایانی که از گرمای آفتاب و سوزندگی (ناچیز دنیا) بی تابی می نمائید،چگونه مرا معصیت ونافرمائی می کنید،در حالی که جهنم دارای هفت طبقه است ،با آتشهائی (در هم پیچیده) که همدیگر را می خورند؟!...

 

- بر خویشتن رحم کنیدای بندگانم!

- که "بدن ها" ضعیف است.

- و"سفر" آخرت دور است.

- و"بار" سنگین است.

- و "صراط" باریک و دقیق است.

- و" آتشِ" دوزخ ،سوزناک و شعله ور است.

- و"ندا دهنده" اسرافیل است.

- و"قاضی " پروردگار جهانیان است.

نوشته شده توسط علی در جمعه نوزدهم مهر 1387 ساعت 6:26 | لینک ثابت | ارسال به Allrecent : معرفی به Allrecent

بنام خداوند بخشنده ومهربان

خداوندا ما را ببخش وبیامورز

 سپاس وستایش مخصوص خدائیست که بخشنده ومهربان است مالک روز جزاست تنها تو را می پرستیم وتنها از تو کمک می جوئیم ما را به راه راست هدایت فرما  را ه آنان که به ایشان نعمت داده ای ونه راه گمراهان .

قسم به روزی که پرده ها فرو ریزد وحق از باطل مشخص می شود وچهره مردها از نامردها معلوم می گردد.

خدایا مرا دریاب که از دنیا خسته ودرمانده شدم ودنیا را به اندازه ای کوچک می بینم که شاید با چشم مصلح آن را هم کس نتوان دید . خدیا مرا دریاب که در رکاب زمین کسی را به جز تو ندارم وخسته وخاموش شدم . خدیا به خودت قسم کفران نعمتت نمی کنم وتو آن روز را نیاوری و دست کمکی می خواهم از خودت ، توئی که بدون منت می بخشی وگره گشای هر قفلی. خداوندا تو خود می دانی همه چیز راباهر نیت وهر را ه وروشی را که من در پیش گرفتم. خدایا تو به همه کار توانمندی واز همه کس بی نیازی وعلی امروز به تو نیازمد است خدایا با قلبی مملو از عشق به تو وامید به تو وایمان به تو می خواهم که گناهانم را ببخشی ودست این عاشق به تو را بگیری ودر مصیر اولیای خود قرار دهی واگر می شود حتی دو رکعت از نماز های مرا قبول کنی که می دانم بالاترین درجات نزد تو  خدمت به خلق خودت است حتی اگر سپاس گزارهم  نباشند . خدایا تو را به آنان که زمین را به خاطر آنان آفریدی قسمت می دهم از ما در گزر وشیطان نفس را از ما دور گردان وما را به سوی خودت بکشان که مهربان ترین مهربانانی.امشب که با تو حرف می زنم دلم خیلی شکسته است وبرای در کنارت بودن لحظه شماری می کنم وباز هم امید وارم که به تو برسم وبا تو بودن آرزوی من است خدایا از تو می خواهم در دل افرادی که به آنان از من ستمی رسیدی با تمام وجودت بگذاری که مرا ببخشند واز من درگزرند که هر منتی که از سوی تو بر من است برای من عزت وافتخار است وموجب راحتی دل من است که تو بهترین بخشندگانی .خدایا مشکل مرا می دانی وبر آن از من آگاه تری. نمی دانم که این رویای من به کجا ختم می شود ودر آینده چه چیزی انتظار مرا می کشد هر چه از سوی تو باشد با جان دل می خرم وبا تمام وجود اطمینان دارم که تو ستار العیوبی وعیبهای مارا می پوشانی خدایا به عزت وجلالت قسمت می دهم علی را تنها نگذار ودر هر کاری دستگیر من باش خدایا عزت آدمیان راضیم  نمی کند که عزت تو بر بندگانش چیز دیگریست خدایا از روزی که خود را فهمیدم امید به تو داشتم ودر خانه کس دیگر نرفتم ودری را نکوبیدم مگر به رضای خودت پس امید مرا نا امید نکن بار پروردگارا سکوت شب را دوست داشتم ودارم چون پایان شب سیه سپید است وتو را در شب جستجو می کنم .مولای من هر کس دل مرا می شکند دل او را مشکن هر کس مرا دوست ندارد تو دوستدار اوباش هر کس به من ستمی می کند تو به او ستمی نکن هر کس مرا به گونه اذیت می کند تو او را اذیت نکن ودل او را مشکن چون دل شکسته من بار ها وبارها این شکستن را تجربه کرده که مزه خوبی ندارد خدا یا دوستت دارم به اندازی آن که تو خود می دانی چون که تو بهترین حسابگری . خدایا شیرینی گناه را از دل دوستدارانت بزداخدایا دوستی اهل بیت را بردل ما منور کن که بندگی تو بدون دوستی اهل بیت فایده ای نخواهد داشت خدا ما را در مقابل اولیا وانبیا رو سفید گردان وسیاهی بخل وکینه وحسادت ،غیبت ودروغ ،تهمت وسرکشی ، غرور وبی حیائی را از دل ما برکن که این صفات ما را از تو دور می کندوشرایط گمراهی ما را محیا می سازد .خدایا این حقیر سر تا پا تقصیر اگر کسی را نصیحتی می کند ودل او را می شکند ممباب دشمنی نیست از دوست داشتن است همانگونه که بیمارئی که به مامیبخشی به جهت کفاریه گناهانمان است و از روی دوست داشتن است نه از روی خشونت .خدایا تو را شکر می کنم برای همه ی نعمتهائی که به ما ارزانی داشتی. برای زبانی که تو را یاد کنیم وبرای گوشی که صدای تو را بفهمیم برای دست وپای که برای به تو رسیدن با وسیله آن قدم برداریم خدایا تو را شکر می کنم بجای خودم وبه جای آنان که تورا سپاس نمی کنند که از روی نادانی است نه از روی دشمنی باتو خدایا شاکر. توام برای همه زیبائی خودت وزیبائیهائی که آفریدی (ولله هو جمیل ویحب الجمال)(خدا زیباست وزیبائی ها را دوست دارد) خدا یا آن آرامشی را که من داده ای از من مگیر ومرا در کنار او سرافراز بگردان خدایا زن وفرزندم خانوادهائی را که با آنان زندگی می کنم را سلامت روح وجسم ووسلامت ایمان ارزانی ده که من از آنان بسیار ناراضیم ودر کنار آنهاست که زنده ام وزیر درگاهت زندگی می کنم .خدایا می دانم که نمی توانم شکرت را بجای بیاورم ولی بااین لحاظ شکر گزار توام وبه تو امید دارم

در سخترین شرایط زندگیم

نوشته شده توسط علی در جمعه پنجم مهر 1387 ساعت 4:5 | لینک ثابت | ارسال به Allrecent : معرفی به Allrecent
 
business articles