با عرض شرمندگی از تمام خواهران عزیز
این مطالب رو کپی کردم از سایت حاج آقای قرائتی حتما به کارتون میاد
انشاالله
فرصت نشد که دوباره نویسی کنم مستقیم خودتون ببینید
روابط دختر و پسر
در این قسمت پرسش و پاسخ های مرتبط با روابط دختر وپسر قابل مطالعه است.
- میخواستم بدونم دوستی دختر و پسری مثل دو تا دوست همجنس و با رعایت حدود شرعی ، اشکال داره ؟
- قسمت در ازدواج چه اندازه صحت دارد؟
- چرا چادر را به دختران جوان تحمیل میکنند؟مگر در قرآن نیامده که زنها در انتخاب نوع حجاب آزاد هستند؟
- آیا دوستی و روابط دختر و پسر در زندگی آینده آن ها تأثیر خواهد گذاشت؟
- لطفا در مورد چگونگی ارتباط بین یک دختر و پسر توضیح دهید.
- مدتی است به پسر خالهام علاقهمند شدهام، میترسم دوست داشتن گناه باشد، مرا راهنمایی کنید.
- چه کنیم وقتی از پسری خوشمان آمد، برای همیشه مال ما باشد و تا آخر عمر با هم باشیم؟
- چگونه مىتوان ثابت کرد آرامش درونى پیامد ازدواج اسلامى است؟
- نگاه اسلام به آشنایی بین دختر و پسر پیش از ازدواج چیست؟
- نگاه خود را چگونه کنترل کنیم؟
- چرا میان پسر و دختر تبعیض وجود دارد؟
- چرا نمیتوانم با یک پسر رابطهای سالم و شرعی برقرار کنم؟
- چرا نمیتوانم شخصی را که دوست دارم، فراموش کنم، حتى فکر میکنم که در هر جا مرا میبیند؟
- چرا وقتی دختر و پسر با هم دوست هستند با هم ازدواج میکنند، در زندگیشان دچار مشکل میشوند؟
- چرا پسرها نسبت به دخترها ابراز علاقه نمیکنند؟
- چرا پسرها پس از آن که با دوست دخترشان ازدواج میکنند بد دل میشوند؟
- چرا پسرها این قدر باید آزاد باشند؟
- چرا این قدر برادرها با خواهر کوچک خود بدرفتاری میکنند؟
- چرا این قدر جامعه نسبت به دوستی پسرها و دخترها حساس است؟
- چرا اجازه پدر در ازدواج دختر شرط است، ولی اجازه مادر شرط نیست، در حالی که بعضی مادران عاقلتر و فهیمترند؟
- چرا از نظر بعضی پدر و مادرها، عشق عیب است؟ مگر عشق نعمت الهی نیست و با ازدواج دین کامل نمیشود؟
- چرا ازدواج، سنت پیامبر دانسته شده و باید ازدواج کرد؟ چرا برای بچهدار شدن باید روابط جنسی داشت؟ چرا تمام دردهای زایمان و ...
- چرا به عنوان یک دختر نباید در جامعه آزادی داشته باشم؟
- چرا بین دختر و پسر تمایز وجود دارد؟
- چرا با روابط جنسی فرزند ایجاد میشود؟
- چرا باید پسر به خواستگاری دختر برود؟
- چرا باید حجاب را رعایت کرد؟ چرا پسرها نباید موهای سر خود را بپوشانند؟ اگر موضوع جلب توجه است، جلب توجه برای دختر و پسر است!
- چرا باید دختر باشم؟
- چرا بزرگان عقیده دارند عشق واقعی در جوانی است، نه نوجوانی ؟
- چرا تمایز بین دختر و پسر باعث شده که زنان در جامعه کمتر حضور داشته باشند؟
- چرا خداوند دو جنس مخالف آفریده که ما این قدر از جامعه فاسد بترسیم؟
- چرا خداوند عشق را آفرید؟
- چرا دختر با پسر دوست میشود؟
- چرا دخترها این قدر به پسرها علاقه دارند؟
- چرا دخترها به اندازه پسرها در جامعه امنیت و آرامش ندارند؟
- چرا دخترها با پسرها نمیتوانند حتی با اصول شرعی و قانونی، آزادانه رفتار کنند؟
- چرا دخترها با پسرها دوست میشوند؟ آیا در آن دنیا عذاب سختی خواهند دید؟
- چرا دختران و پسران با یکدیگر دوست میشوند؟ آیا از کمبود محبت است یا دلیل دیگری دارد؟
- چرا دختران تا زمان ازدواج نمیتوانند شهوات خود را بروز دهند؟
- چرا در میان خانواده و جامعه به دخترها اهمیت کمتری داده میشود؟
- چرا در ایران دخترها به سربازی نمیروند؟
- چرا در جامعه فساد زیاد شده و علاقه به جنس مخالف زیادتر میشود؟
- چرا در جامعه ما به پسرها میدان میدهند تا بتوانند به راحتی حرمت دختران را زیر سؤال ببرند؟
- چرا در دین اسلام رابطه دختر و پسر ممنوع است؟ اگر ممنوع است، چرا این حس در ما گذاشته شده است؟
- چرا روابط جنسی صورت میگیرد؟
- چرا رابطه دختر و پسر گناه است؟
- چطور میتوان دل پسر را به دست آورد؟
- نظر اسلام در خصوص روابط دختر و پسر چیست و چه ایرادی دارد انسان دوستی از جنس مخالف داشته باشد؟
- نظرتان در مورد ازدواج هایی که از طریق چت یا اینترنت با هم آشنا می شوند چیست؟
- همیشه با دیدن فیلم عاشقانه مورد هوسهای خود قرار میگیرم و فکرهای زشت به سراغم میآید. این گناه چقدر است؟ برای مقابله چه کنم؟
- هدف از ازدواج چیست؟
- وقتی مهمانی میآید، نمیتوانم خوب با او حرف بزنم، مرا راهنمایی کنید.
- کسی را دوست داشتم، ولی ازدواج کرد، نمیدانم چه کار کنم که او را فراموش کنم.
- پسر و دختری عاشق هم شوند و قصدشان هم ازدواج باشد، بی آنکه کارهای نامشروع یا سخنان تحریک کنندة شهوت داشته باشند، چگونه است؟
- پسری را بینهایت دوست دارم، اما نمیدانم او هم مرا دوست دارد یا نه، راهنماییام کنید چگونه بفهمم.
- پسری را دیدم که یک نگاه کرد و سری تکان داد و مرا کاملاً مجذوب کرد، به نوعی که اصلاً نمیخواهم او را از دست دهم. ...
- آیا ارتباط قبل از ازدواج اشکال شرعی دارد؟
- آیا ازدواج در اسلام مقدس است؟
- آیا بسته شدن « بخت » یا مواردی از این قبیل صحت دارد یا نه؟
- آیا عاشق بودن نسبت به کسی که خودش بیخبر باشد، اشکال دارد؟
- اگر فردی دوست پسری داشته و پشیمان شده است، آیا این موضوع را باید به خواستگارش بگوید؟
- اگر کسی خیلی زیاد عاشق کسی باشد و این عشق دو طرفه باشد و مایل به ازدواج با هم باشند، اما خانوادهها موافق نباشند، تکلیف چیست؟
- اگر کسی را دوست داشته باشیم، اما عملی انجام ندهیم و فقط به فکر او باشیم گناه دارد؟
- اگر از یک شهر دور پسری بیاید و بگوید دوستت دارم و عاشقم، باید چکار کنی؟
- اگر دختری به یک پسر علاقه داشته باشد و رؤیاهایش را با او میگذارند، گناهی مرتکب شده است؟
- اگر دختری عاشق یک پسر است، باید چکار کند که پسر هم عاشق وی شود؟
- از نظر اسلام معیارهای اساسی برای انتخاب همسر چیست؟
- از کجا بفهمیم که یک پسر وجودش عشق و علاقه و محبت نسبت به دختر دارد و فقط با وی است؟
- ازدواج در چه سنی مناسب است؟
- استخاره در مورد ازدواج با توجه به این که گاهی خوب می آید و گاهی بد وظیفه من در مورد آن چیست؟
- به نظر شما پسرها از آبرو بردن دخترها چه نتیجهای میگیرند؟
- به پسری علاقه مند شده ام چگونه می توانم ایشان را فراموش کنم؟
- با یک جوان هفده ساله چگونه باید برخورد شود که نه از اخلاق تو سوء استفاده کند و نه با رفتارت شکسته شود؟
- با این که همه ما بچههای آدم و حوّا هستیم، چرا صحبت کردن بین دختر و پسر را عیب میدانند، مگر ما خواهر و برادر نیستیم؟
- با جوانی هفده ساله ارتباط برقرار کردم، او غرورش را بیش از من دوست دارد، آیا با او قطع رابطه کنم؟ راه حلی ارائه کنید
- با دو نفر به مدت دو تا سه سال دوست بودم. یکی به خواستگاری آمد، جواب رد از خانوادهام گرفت، نمیخواهم دومی را از دست بدهم، ...
- باید یک پسر را چطوری امتحان کنیم تا بفهمیم انسانی فهمیده است و قصد غرض ندارد؟
- حکم عاشق شدن چیست؟ آیا بد است به کسی بگویی دوستت دارم؟
- حدود اطاعت از شوهر در اسلام چقدر است؟
- حدود دوستی کدام است؟
- خیلی زود عصبانی میشوم و سردردهای شدیدی میگیرم، چه کار باید بکنم؟
- دلیل علاقه شدید یک دختر به دختر دیگر چیست تا حدی که خجالت میکشم با او صحبت کنم، چه باید کرد؟
- دو خواستگار دارم که یکی آیندهاش خوب است، اما هیچ احساسی نسبت به او ندارم. مورد دیگر که آینده خوبی ندارد و معتاد است، اما خیلی..
- دختر و پسری که با هم دوست میباشند، آیا میتوانند در آینده زن و شوهر خوبی باشند یا با مشکلاتی رو به رو میشوند؟
- دختر پانزده سالهای هستم. تا به حال خواستگاران زیادی آمدهاند، ولی میروند و پشت سرشان را هم نگاه نمیکنند، آیا مشکل از من است؟
- دختری 17 سالهام که به پسر خالهام علاقهمند هستم و به او گفتم، ولی نظرش را نگفته است، چگونه میتوانم بفهمم که مرا دوست دارد؟
- دختری هستم که نماز و قرآن میخوانم، ولی دلم میخواهد با یک پسر دوست باشم و این دوستی در حد صحبت کردن باشد، ...
- دختری هستم که از روستا به شهر برای تحصیل آمدم، پسری بیست ساله برای من مزاحمت ایجاد میکند برای این که ایجاد مزاحمت نکند، چه کنم
- دختری هستم که به یکی از همکلاسیهایم به شدت علاقهمند گشته، به هیچ عنوان نمیتوانم دوریاش را تحمل کنم. ضربات روحی بر من ...
- دختری هستم که زود با کسی دوست میشوم، ولی هیچ گاه در خانواده اخلاق خوبی ندارم چگونه اخلاقم را در خانه درست کنم؟
- دختری زود رنج و احساساتی هستم، به طوری که بیاعتنایی و بیاحترامی به من باعث ناراحتیام میشود، مرا راهنمایی کنید
- در انتخاب همسر چه چیزهایی باید ملاک اصلی باشد؟
- در زمان پیامبر که امکان ازدواج فراهم بود، ولی در زمان حاضر چنین نیست، پس تکلیف ما برای ارضای غرایز چیست؟
- در سنی هستم که دوست دارم ازدواج کنم و این مطلب به صورت غیر مستقیم به پدر و مادرم گفتهام اما آنها میگویند باید معلم شوی، بعد...
- در صورتی که شخصی را دوست داشته باشیم، چگونه خود را برای او ارزشمند سازیم و به او بفهمانیم که دوستش داریم؟
- رابطه با نامحرم چه حکمی دارد؟
چگونه عشق و معرفت ائمه را در دلهای خود و دیگران تقویت کنیم؟
شناخت ائمه اطهار(ع) و حقیقت مقام ملکوتى شان نه تنها براى هیچ صاحب اندیشه و متفکر تیز پروازى مقدور نیست، بلکه قوه وهم و تخیل شان نیز از تصور افق و کرانه هاى آنان عاجز است.
آنان انسان هاى کاملى هستند که خداوند، آسمان و زمین، بهشت و جهنم و همة فرشتگان را تحت فرمان آنان قرار داده و ملائکه را مأمور ساخته براى انجام هر مأموریتى در زمین، نخست خدمت آنان شرفیاب شوند و مأموریت خود را به عرض امام برسانند («ما من ملک یهبطه الله فى أمر ما یهبط له إلاّ بدأ بالاءمام فعرض ذلک علیه».(1)
جهت روشن شدن حقیقت مطلب به داستان شهود حضرت موسی(ع) از زبان قرآن توجه کنید:
موساى کلیم که در آغاز دریافت وحی، خدا رابه واسطة «نار و شجره»(2) شهود کرده بود، سال ها پس از آن و بعد از غلبه بر فرعون و فرعونیان از خدا میخواهد او را «بى واسطه» مشاهده کند، اما نه با چشم سر، بلکه با شهود قلبی. خداى سبحان در پاسخ موسی(ع) فرمود: «به این کوه بنگر! اگر توان تحمل تجلّى نور مرا داشت، تو هم مى توانى شهود مرا تحمل کنی». وقتى خداوند بر کوه تجلّى کرد، کوه متلاشى شد و موسی(ع) مدهوش گشت. وقتى به هوش آمد، به عجز و ناتوانى خویش اعتراف کرد و عرض نمود: تو منزه از آنى که بدون واسطه دیده شوی.
چشم تو و خورشید جهان تاب کجا؟
یار رخ دلدار و دل خواب کجا؟
با این تن خاکی، ملکوتى نشوی
اى دوست، تراب و ربّ الارباب کجا؟
خواهر گرامی! وقتى موساى کلیم از تجلّى یکى از اسماى الهى بى هوش میشود، چگونه براى انسانهاى عادى بلکه انبیا و اولیاى خدا همچون موسی(ع) میسر است که بتواند معرفت کامل به ائمه اطهار(ع) پیدا کنند، در حالى که ائمه(ع) متجلى همه اسماى حسنا و صفات کمال و جمال و جلال الهى هستند؟
پیامبر اکرم(ص) چه قدر زیبا و شفاف فرمود: «یا علی،ما عرف الله حقّ معرفته غیرى و غیرک و ما عرفک حق معرفتک غیر الله و غیری؛(3) اى علی! حقیقت حق تعالى را غیر از من و تو کسى نشناخته و به حقیقت مقام و معرفت تو جز خدا و من کسى دست نیافته است».
چه باید کرد؟
اگر گفته شد ائمه اطهار«ابواب» و «بیوت» توحید و معرفت خدا هستند که معرفت به آنان ممکن نیست، منطور شناخت کامل و معرفت به حقیقت جامع آنان است. هر انسانى موظف است به قدر وسعت وجودى و ظرفیت عقلى و ذهنى براى شناخت آنان تلاش کند، تا مسیر بندگى و عبودیت خدا و راه صحیح زندگى را بشناسد و در صراط مستقیم گام گذارد.
آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگى باید چشید
راه دست یابى به معرفت اولیا و ائمه کدام است؟
این راه پیمودنى است و به حرکت و رفتن مداوم محتاج است، نه شنیدنى و عبور کردنی.
براى شناخت ائمه(ع):
1ـ باید با کلام و سخنان آنان و احادیث و روایاتشان مأنوس گشت. سیره و سنت آنان را در امور شخصى اجتماعی، عبادى، سیاسى و اقتصادى شناخت و آن را الگوى عمل قرار داد.
2ـ یکى دیگر از راه هایى که مى توان با آن نسبت به ائمه(ع) معرفت پیدا کرد، تأمل و تدبر در معانى و مفاهیم دعاها و مناجات هاى منقول از ائمه(ع) است، مانند دعاى کمیل، ابوحمزة ثمالی، دعاى ندبه، مناجات شعبانیه،مناجات خمس عشر، دعاى عرفه و ... .
3ـ یکى از بهترین و ساده ترین، ولى مهم ترین و ارزشمندترین راه هاى شناخت ائمه(ع)، خواندن زیارت نامه هاى ائمه(ع) مخصوصاً زیارت جامعه،و تفکر و کند و کاو، در معانى و مفاهیم بلند آن است.
کتاب «ادب فناى مقربان» که شرح زیارت جامعة کبیره، از آیت الله جوادى آملى است، هم چنین «شرح مناجات شعبانیه از حضرت آیت الله محمدى گیلانی،کتاب هاى مفیدى براى این مقصود هستند.
منظور از معرفت به ائمه و میزان و حد آن چیست؟
قدر و ارزش هر کسى به میزان معرفت او بستگى دارد. هر چه معرفت وسیع تر و جامع تر باشد، قرب و کمال شخص و ارزش اعمال او افزون تر است. معرفت منشأ پیدایش محبت و عشق است. وقتى عشق آمد، چون و چرا و دلیل خواهى عاشق کنار مى رود و اطاعت و پیروى محض از معشوق به میان مى آید. بنابراین باید تلاش کرد به معرفت خود نسبت به خدا و انبیا و ائمه(ع) توسعة بیشتر بدهیم و هیچ گاه از جهاد علم آموزى و کسب معرفت، خستگى به خود راه ندهیم.
حمزه بن حمران میگوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: منظور از معرفت حق امام چیست؟ فرمود: بداند که او حجت و ولیّ خدا است و باور داشته باشد که او وصیّ و خلیفة پیامبر(ص) و واجب الاطاعه است و براى تبلیغ دین و هدایت مردم و پایدارى و استقامت در راه حق، غریبانه به شهادت رسید.(4)
معرفت به ائمه ما را به این حقیقت نایل مى گرداند که: ائمه(ع) مظهر جامعیت علمى و عینى اسما و صفات خداوند هستند. آنان هر کمالى را که براى غیر خدا ممکن و مقدور است دارند و هر چه دارند، به طور کامل مصون از هر عیب و نقص است. رضایت و خشم و خشنودى آنان، رضایت و خشم و خشنودى خدا است.
به دلالت آیة تطهیر،(5) عالى ترین مراتب عصمت از آن ائمه است. آنان صاحب معجزات و کرامات، و ولایت تکوینى و تشریعى هستند. «علم الکتاب»(6) و علم لدنّى نزد آنان است. آنان از امور قلبى و باطنى انسان و سایر موجودات از عالم مُلک تا ملکوت اَعْلى آگاهند.
پیروى از آنان در تمام عرصه هاى زندگى واجب و لازم است.
چگونه مى توان محبت به اولیا و انبیاى الهى را در دل افزایش داد؟
پاسخ: : معرفت پایة اصلى محبّت است و محبّت ملازم با اطاعت و عامل بزرگ دوری از گناهان و راه اساسى تهذیب نفس است. ممکن است بسیار اتفاق بیفتد که از کنار دوستان صمیمى یا شخصیت هاى مورد احترام علمى و اجتماعى یا دینى و حتى محبوب دل همه منتظران و مستضعفان یعنى حضرت بقیه الله(ع) عبور کنیم و هیچ کارى که بیانگر احترام باشد، انجام ندهیم، چون متوجه وجود آن فرد نشدیم یا دیدیم ولى نشناختیم، چون اگر مى شناختیم، ابراز محبّت و ارادت مى کردیم. انسان وقتى عاشق کسى شد و دوستدار او گشت، از وى پیروى میکند.
قرآن میفرماید: «إن کنتم تحبّون الله فاتبعونى یحببکم الله؛(7) اگر دوستدار خدا هستید، پس از من (پیامبر) پیروی کنید تا خدا شما را دوست داشته باشد». هرچه پیروى بیشتر و خالصانه تر انجام گیرد، بر محبت و ارادت افزوده مى گردد.
امام صادق(ع) میفرماید: «ما کسى را شیعه نمى دانیم مگر آن را که از همة اوامر ما پیروى کند».(8)
معرفت یا معارفه
وقتى معرفت موجب ایمان و عقیده شد، عشق و محبت مى آفریند. هر چه درجة معرفت افزون تر گردد، ایمان و محبت از صلابت و استوارى بیشترى برخوردار مى گردد. وقتى عشق و محبت، همة هستى فرد را به احاطه در آورد، عاشق را تابع بى چون و چراى معشوق مى سازد، در نتیجه محبت و لطف معشوق را متوجه خود مى نماید چنان که خداوند(معشوق واقعى و حقیقى عشاق حقیقت طلب) میگوید: «فاذکرونى أذکرکم؛(9) پس به یاد من باشید تا به یاد شما باشم».
امیرالمؤمنین(ع) پس از معرفى ائمه که سیاستگذاران و تدبیر کنندگان امور مردمند و از طرف خدا سرپرستى و ریاست خلایق را به عهده دارند، میفرماید: «لا یدخل الجنة إلاّ من عرفهم و عرفوه؛(10) داخل بهشت نمى شود مگر کسى که نسبت به امامان معرفت داشته باشد و آنان نیز آن فرد را در زمرة شیعیان و صاحبان معرفت به حق خود بدانند و بشناسند».معرفتى که به محبت و عشق مبدل مىگردد یک طرفه نخواهد بود. پس کسانى که اظهار دوستى و محبت میکنند و باور دارند که آنها امامان به حق هستند، ولى از آنان اطاعت و پیروى نمى کنند، امامان را نشناخته و از این دوستى و اعتقاد سرسرى و یک طرفه نمىتوانند به کمال مطلوب نایل گردند.
معرفت و ارتباط قلبی
براى افزایش محبت به اولیاى الهی، باید نسبت به آنان و مقام و منزلتشان، افکار و عقاید و عملکرد ها و سیره و سنت شان در میادین مختلف زندگى معرفت پیدا کرد و آن چه که آنان را خوشحال و رضایت شان را جلب مىکند، شناخت و سیر و حرکت هاى خود را بر محور جلب رضایت آنان تنظیم کرد و از هر چه که باعث ناخشنودى آنان است، فاصله گرفت.
نتیجه معرفت محبت است و نتیجة محبت اطاعت است، اما میان محبت و اطاعت رابطة متقابل وجود دارد. هرچه محبت بیشتر، اطاعت قوى تر و هر اندازه اطاعت قوى تر و گسترده تر باشد، محبت افزایش مىیابد، و این تحقق نمى یابد مگر با ارتباط قلبى با آنان. در همةحالات زندگى (سختى ها و آسایش ها) به آنها باید متوسل شود و آنان را هادی، واسطه و شفیع خود نزد خدا قرار دهد. پاسخ را با ذکر روایتى از علی(ع) در مورد ملاک دوستى و دشمنى به پایان مى بریم:«إنّ ولیّ محمد(ص) من اطاع الله ... و انّ عدوّ محمد من عصى الله و ...؛(11) دوست محمد(ص) کسى است که خدا را اطاعت کند، اگر چه در خویشاوندى نسبت به پیامبر دور باشد، و دشمن حضرت کسى است که گناه کند و نافرمانى خدا نماید، اگر چه خویشاوند نزدیک او باشد».
در مورد راه جذب جوانان باید گفت: از طریق گفتگو و منطق و استدلال نیز میتوان جوان را به ترویج ارزشها فرا خواند. این راه عمیقتر و پابر جاتر است، ولی از آن جا که دشمن با شیوه تبلیغاتی و استفاده از قوه خیال و تحریک احساسات و عواطف، ایمان جوانان را نشانه گرفته، ما نیز باید از احساسات استفاده کنیم و از طریق برگزاری مجالس مذهبی از ارزشها پاسداری نماییم.

