تبليغاتX
دختران جوان مسائل اجتماعی جوانان
دختران جوان مسائل اجتماعی جوانان
بلاگی در خور شخصیت دختران ایران زمین,دختران امروز,مادران فردا

عكس يادگاري با كوسه ها

دختران غواص در عمق 50 متري دريا



    با نزديك شدن بازي هاي المپيك، اين روزها در تهران وقتي حرف از ورزش دختران مي شود، همه به ياد دختران ورزشكاري مي افتند كه قرار است همراه با كاروان ورزشي ايران حضور در المپيك پكن را تجربه كنند اما در همين حال و هوا در جنوب ايران دختراني هستند كه در عمق 30 متري آب غوطه ورند و هيجان شنا در آب هاي جنوب را با انداختن عكس يادگاري با كوسه ها كامل مي كنند. براي اين دختران ورزش حرفه يي مفهومي ندارد. آنها فقط دنبال هيجان هستند، يك ماجراجويي كامل كه قابل مقايسه با هيچ كدام از رشته هاي ورزشي نيست.
    
نگين صفايي و ملودي طباطبايي جزء اولين دختراني بودند كه غواصي در ايران را شروع كردند. هر دوشان شناگر بودند و بعد از شنا نجات غريقي و سينكرونايز (شناي موزون) را هم تجربه كردند اما يك موقعيت ساده حالاآنها را به غواصاني حرفه يي تبديل كرده كه نه تنها تا عمق 48 متري را پايين رفته اند بلكه در كنار غوص هاي متعدد حالاگواهينامه راندن قايق هاي زير 500 تن را دارند، گره هاي ملواني را بلدند، كمك هاي اوليه مي دانند و حتي مي توانند مانند بومي هاي جنوب آب و هوا را پيش بيني كنند. با نگين و ملودي زماني صحبت كردم كه طبق روال عادي شاگرداني را از تهران به قشم برده بودند تا تجربه هيجان انگيز دنياي زير آب را با آنها شريك شوند.
    نگين، ملودي و مليسا طباطبايي همراه با يك دختر ديگر چند سال پيش توسط يكي از بستگان خواهران طباطبايي به يك غواص صنعتي معرفي شدند تا در كنار او و تيمش غواصي تفريحي را شروع كنند. آقاي مقدم اكبري از ساليان پيش به عنوان يك غواص صنعتي شناخته شده بود و با اضافه شدن دختران به تيمش غواصي تفريحي را هم پيگيري كرد. مدتي بعد فدراسيون هم يك دوره آموزشي برگزار كرد و آنها غوص با مربيان خارجي را تجربه كردند. در آن دوره آموزشي ژان داريا، غواص اهل بلژيك همراه خود از يك غواص زن اهل صربستان هم استفاده مي كرد و بعد از آن دوره آموزشي بود كه غواصي دختران در ايران حالت جدي تري به خود گرفت. اما چهار غواصي كه كارشان را با آقاي مقدم شروع كرده بودند، همچنان به فعاليت با او ادامه مي دادند و اين طور بود كه در طول مدت آموزش شان در قشم، كيش، چابهار و حتي درياي خزر غواصي كردند و همزمان مراحل مختلف آموزش غواصي و مدرسي را هم پشت سر گذاشتند تا حالاديگر خودشان دختران جوان عشق دريا را به ضيافت كوسه ها ببرند.
    
    به ماهي ها سلام كن
    «عمق 20 متري جزيره لارك يك كشتي غرق شده. نمي تواني تصور كني چقدر زيباست.» نگين صفايي كه اين بار همراه با ملودي طباطبايي چهار شاگرد تازه كار به قشم برده، از زيبايي هاي زير آب مي گويد. او آنقدر شيفته دنياي زير آب شده كه شنا و سينكرونايز را كنار گذاشته و فقط به غواصي فكر مي كند: «اينجا يك دنياي ديگر است. فكر مي كنم مثل همان چيزي كه فضانوردان در فضا تجربه مي كنند، حتي خيلي بهتر. چون آنها در فضا تنها هستند اما اينجا پر است از موجودات زيبا.» او و شاگردانش روز قبل حسابي به دردسر افتاده بودند. بعد از آنكه ماشين شان را از گل و لاي ساحل بيرون كشيدند، يادشان آمد كه جزيره ناز هنگام مد كاملاً زير آب مي رود و آنها بايد مواظب مي بودند قبل از مد كامل روي آب بيايند. اما با توفاني شدن ناگهاني دريا كار سخت شد و غواصان تازه كار كمي ترسيدند: «ما به بچه ها مي گوييم دست همديگر را رها نكنند. جريان آب در عمق هم وجود دارد و ممكن است برايشان دردسرساز شود. البته آنها بلدند قطب نما را بخوانند و مي دانند كجا به سطح آب بيايند.» براي صفايي و گروهش هيچ وقت حادثه بدي پيش نيامده، آنها آنقدر با وسواس مسائل ايمني را رعايت مي كنند كه احتمال هر خطري را به صفر مي رسانند: «هيچ وقت توي تور ماهيگيري نيفتاده ام اما پيش آمده كه بهش گير كرده ام، خوشبختانه تنها نبودم و مشكلي پيش نيامد.» ملودي هم يادش مي آيد كه يك بار قايق شان وسط دريا از كار افتاد و چند ساعتي زير آفتاب ماندند با اين حال «همان هم خوش گذشت.» نگين از غواصي فقط خاطره خوب دارد: لاك پشت هاي چابهار و ماهي هاي بزرگ خليج فارس برايش خاطره ساز بوده اند: «يك بار آن زير ماهي گرفتيم و بعد آمديم بالاهمان ماهي ها را كباب كرديم، خورديم. عالي بود.» صفايي كه تا عمق 48 متري دريا را در اطراف جزيره قشم پايين رفته از گونه يي ماهي به نام هامور صحبت مي كند كه حجمش به اندازه يك رنو است اما هيچ چيز به اندازه كوسه ها جالب به نظر نمي رسد. در فيلم هاي سينمايي در كنار غواصان هميشه يكي دو تا كوسه هم شناورند اما صفايي كه در تنگه هرمز كوسه ها را از نزديك ديده، مي گويد: «همه كوسه ها كه حمله نمي كنند. يك گونه خاص از آنها خطرناك هستند كه آن هم اگر خون در آب باشد به سمتت مي آيند و به هر چيزي كه برخورد كنند، گازش مي گيرند. من با كوسه ها عكس هم دارم،» براي او غواصي فقط زيبايي دارد. هيچ وقت آن پايين در عمق زياد مساله پيش نيامده كه بترسد: «آن پايين عظمت آب آدم را مي گيرد. پيش آمده كه بعضي از دختران دفعات اول ناگهان مي ترسند، جيغ مي كشند و مي آيند بالااما خب به هر حال من هيچ وقت آن پايين مرگ را جلوي چشمم نديده ام.»
    ملودي طباطبايي حرف نگين را تاييد مي كند: «فيلم ها زيادي شلوغش مي كنند. ما وقتي مي خواستيم كوسه ها را ببينيم چند وقتي دنبال شان گشتيم تا پيدايشان كرديم.» او هم عمق 48 متري را تجربه كرده اما مي گويد فدراسيون جهاني، غواصي در عمق بيشتر از 30 متر را ممنوع كرده است. البته آن طور كه ملودي مي گويد بعد از عمق 10 متري ديدني هاي دريا به پايان مي رسد و فقط كنجكاوي است كه باعث مي شود غواص باز هم پايين تر برود: «در عمق پنج متر رنگ قرمز محو مي شود و در 9 متر نارنجي. هر چه پايين تر مي رويم به ترتيب زرد، سبز و بنفش هم محو مي شوند. در عمق 25 متري شما هيچ رنگي نمي بينيد. همه چيز خاكستري است. حالت عجيبي دارد. آنجا ديگر فقط ماهي هاي خيلي بزرگ و سفره ماهي هاي عظيم الجثه هستند.» ملودي از يك لذت ديگر غواصي هم صحبت مي كند: «آن پايين تنها چيزي كه مي شنوي صداي نفس خودت است. هم ترسناك است هم عجيب.» غواص ها در عمق يك زبان خاص براي صحبت كردن دارند. يكسري از علائم بين المللي هستند و يكسري هم بين هر گروهي به صورت توافقي وضع مي شود. او توضيح مي دهد غواصي اصلاً راحت نيست. مخصوصاً كار حمل و شست وشوي وسايل سنگين براي دختران خيلي سخت است با اين حال لذت غواصي به همه اين سختي ها مي ارزد: «دلفين ها كنارمان در آب شيرجه مي زنند . براي خيلي ها اين چيزها را فقط مي شود در فيلم ها ديد اما ما از نزديك تجربه اش مي كنيم.» مليسا طباطبايي يكي ديگر از قديمي هاي غواصي دختران است كه البته به دليل مشغوليت هاي تحصيلي اش بيشتر در تهران است و كار آموزش هاي اوليه در استخر را برعهده دارد. او برخلاف نگين و ملودي هنوز شنا و سينكرونايز را هم پيگيري مي كند اما غواصي براي او هم رشته كاملاً ويژه يي است. اگرچه مليسا در اين گروه آموزشي، بيشتر كار آموزش استخري را دنبال مي كند اما مي گويد غواصي در استخر و دريا اصلاً قابل مقايسه نيست: «دريا زنده است.» شروينه اميرخسروي هم اولين بار است كه غواصي مي كند. او كه بسكتبال و تنيس را هم امتحان كرده بعد از آنكه سينكرونايز را زيرنظر نگين صفايي ياد گرفت، اين بار با مربي اش همراه شده تا در 17 سالگي يك ماجراجويي هيجان انگيز را هم تجربه كند اما آنقدر از غواصي خوشش آمد كه حالاتصميم دارد يك غواص حرفه يي شود: «اولش مي ترسيدم و اصلاً فكر نمي كردم همين دفعه اول بتوانم ماهي و مرجان هاي دريايي را ببينم.» او با اعتمادي كه به مربي اش دارد، ترسش ريخته و فعلاً از اعماق آب هاي خليج فارس لذت مي برد.
    
    
دنياي زيرآب در خواب
    دنياي زير آب در شب هم ديدني است. جايي كه ماهي ها ساكت و بي حركت در آب غوطه ورند. نگين صفايي مي گويد: «ماهي ها همه خوابند. وقتي با چراغ قوه رويشان نور مي اندازيم ناگهان كاملاً بي حركت مي شوند. انگار يك آن خشك شان مي زند.» ملودي طباطبايي مي گويد: «درياي جنوب حتي در شب هم كاملاً تاريك نمي شود. در شب وقتي به دست هايمان نگاه مي كنيم انگار اطرافش پر از ستاره هاي درخشان است: پر از نور مي شود.» براي آنها غواصي در شب اصلاً ترسناك نيست. موارد ايمني را رعايت مي كنند، چاقو و چراغ قوه دارند و در تمام مدتي كه آن پايين هستند، دست هاي يكديگر را رها نمي كنند: «ماهي ها با چشم هاي باز مي خوابند.» مليسا غواصي در روز را ترجيح مي دهد: «تماشايي هايش بيشتر است.» اما با اين حال شرايط دنياي زير آب در شب كاملاً متفاوت است: «دقيقاً مثل خيابان هاي شهر مي ماند كه در شب ساكت و بدون رفت و آمد مي شود.»
    
   
 لطفاً پولدار باشيد
    غواصي را مي توانيد با كلاس هاي آموزشي كه فدراسيون برگزار مي كند، ياد بگيريد. اينجا آموزش غواصي سه مرحله دارد كه در هر دوره غواصان يك ستاره مي گيرند و به دوره بعد مي رسند. رشيدي نايب رئيس غواصي فدراسيون نجات غريق و غواصي توضيح مي دهد كه دوره هاي اوليه را در استخر برگزار مي كنند تا تازه كارها در همين استخر با وسايل غواصي آشنا شوند، قوانين فيزيك را ياد بگيرند و چند غوص ابتدايي را بزنند. در تهران استخرهاي كشوري، انقلاب و زيتون از جمله استخرهايي هستند كه اين دوره ها را برگزار مي كنند اما حتي براي دوره تك ستاره هم غواصان بايد حداقل پنج غوص در دريا بزنند. دوره اول كار زياد سخت نيست، نگين صفايي و دوستانش از همان ابتدا كارشان را در دريا شروع كردند اما حالاشناگران شان را در استخر آماده مي كنند: «اين طوري هزينه شان كمتر مي شود اما در دريا هم مي شود همين كار را انجام داد. ما از عمق يك متري شروع مي كنيم و بچه ها با وسايل آشنا مي شوند و اينكه مثلاً چطور آب ماسك شان را خالي كنند.» ملودي طباطبايي هم ترجيح مي دهد كار را در همين دريا شروع كند: «غوص رفتن در استخر هيچ انگيزه يي براي بچه ها به وجود نمي آورد. هيچ استخري دنياي اينجا را ندارد.» او كه فقط غواصي در درياي جنوب را دوست دارد حتي درياي خزر را هم براي شروع كار پيشنهاد نمي دهد. خواهرش هم خزر را دوست ندارد: «خزر اصلاً قشنگ نيست. آب كدر با ماهي هاي زشت. هيچ چيز براي ديدن ندارد. در غواصي هم كه «ديدن» مهم ترين چيز است.» همين دوره ساده تك ستاره چيزي حدود 350 هزار تومان هزينه دارد. دوره دو ستاره گران تر مي شود، جايي كه غواصي در شب را تجربه مي كنيد و در عمق بيشتري پايين مي رويد. به خاطر همين هم بايد 800 هزار تومان براي اين دوره بپردازيد. دوره سوم هزينه ها سر به آسمان مي گذارد: يك ميليون و 500 هزار تومان مي دهيد تا يك غواص حرفه يي شويد. قايقراني ياد بگيريد و آب و هوا را پيش بيني كنيد. البته اينها فقط هزينه آموزش است و بايد چيزي حدود 200 هزار تومان هم براي هر بار رفت و آمد به جنوب و اسكان چند روزه در نظر بگيريد. همين هاست كه غواصي را به رشته يي خاص و در اختيار قشري خاص تبديل كرده است اما مليسا طباطبايي مي گويد نبايد بي پولي مانع رسيدن آدم ها به آرزوهايشان شود: «وقتي نمي تواني همين حالاهزينه چيزي كه مي خواهي را بپردازي، بهتر است پولت را پس انداز كني. اگر واقعاً برايت ارزش داشته باشد اين كار را مي كني.» اما نگين صفايي ترجيح مي دهد منطقي تر فكر كند. او قبول مي كند غواصي اصلاً رشته ارزاني نيست و هزينه هاي زيادي دارد: «غواصي اصلاً ارزان نيست. ما خودمان هم تا اينجاي كار خيلي خرج كرده ايم. اصلاً يكي از مشكلاتي كه اين رشته دارد همين هزينه سنگينش است.» او توضيح مي دهد براي كمك به كساني كه توانايي پرداخت اين هزينه را ندارند، تا جايي كه بتوانند، هزينه آموزش را به صورت قسطي مي گيرند و البته خيلي هم پيش آمده كه از سهم خودشان گذشته اند و فقط هزينه كلوپ هاي غواصي كه لوازم و قايق كرايه مي دهند را از شاگران مي گيرند: «مثلاً اين دفعه با كل هزينه رفت و آمد از بچه هاي دوره تك ستاره فقط 350 گرفته ام.» اما همه مدرسان آنقدر خوش انصاف نيستند و كلاً براي غواصي بايد پولدار بود. به هرحال غوص در دنياي زير آب تجربه نابي است كه براي هر كسي پيش نمي آيد و اين ماجراجويي هيجان انگيز هم هزينه يي دارد كه بايد بپردازيد.



نوشته شدهسه شنبه سی ام تیر 1388 توسط علی

اغلب دختران فراری، کمتر از ۲۴ ساعت پس از فرار، مورد تجاوز قرار می گيرند. و بيشتر اين دختران، پس از تجاوز از سوی خانواده هايشان پذيرفته نمی شوند.

اين آمار بر مبنای بررسی شرايط دختران و زنانی است که مورد آسيب اجتماعی قرار گرفته و تحت حمايت مراکز سازمان بهزيستی نگهداری می شوند.

اين دختران فراری در ۳۲ مرکز موسوم به “خانه های سلامت” به مدت شش ماه تا يک سال به صورت شبانه روزی نگهداری می شوند تا از معرض آسيبهای اجتماعی مصون بمانند.بيشترين برنامه ها در مراکز بهزيستی، برای بازگرداندن زنان “آسيب ديده” به خانه است.

در شرايطی که خانواده ها فاقد صلاحيت تلقی شوند، مراکز بهزيستی می توانند زنان آسيب ديده و دختران فراری را با حکم دادگاه، برای زمان طولانی تری نگهداری کنند تا امکان تحصيل و اشتغال آنها فراهم شود. زنان آسيب ديده به مدت شش تا هشت ماه در “مراکز بازپروری زنان خيابانی” که تعدادشان به ۲۲ مرکز می رسد، نگهداری می شوند و برای اشتغال، کاريابی و مهارتهای زندگی آموزش می بينند.

“در سال گذشته، ۳۰۰ مورد اشتغال برای زنان روسپی ايجاد شد، زيرا ۹۹ درصد زنان به دليل مسائل غيرحرفه ای به روسپی گری می پردازند.” در ایران مراکزی موسوم به “خانه زنان” برای زنانی که دچار خشونت خانگی شده اند دایر شده است و ۷۲ درصد زنان متاهل حداقل يکبار تجربه خشونت را داشته اند و بيش از نيمی از آنها، آزارهای روانی را تحمل کرده اند.

زنانی که دچار خشونت شده و خانه خود را ترک کرده اند، به مدت سه روز تا سه ماه در اين مراکز اسکان می يابند تا با خدمات مددکاری و مشاوره امکان بازگشت آنها به خانه هايشان فراهم شود. بهزيستی ایران ،  با طرح “خانه زنان” می کوشد تا زنان و کودکان “حتی يک شب” در خيابان نمانند.

● تعریف دختر فراری
این واژه به دخترانی اطلاق می گردد که به هردلیلی خانه و خانواده را ترک کرده و به محیط های دیگری چون خیابان، پارک، باند و … روی می آورند.
● عوامل زمینه ساز فرار دختران از خانه
محیط نامساعد و تشنج آفرین خانواده، طلاق و اعتیاد والدین بخصوص پدر، ارتباط با دوستان ناباب، روابط کنترل نشده خانواده ها با یکدیگر، اختلاف والدین و فرزندان، کنترل و سختگیری افراطی و غیرمنطقی والدین، مشکلات حاد اقتصادی، احساس ناامنی درخانه، اختلالات شخصیت و روابط عاشقانه، ترس از رسوایی پس ازتجاوز جنسی، مخالفت والدین با ازدواج دختران با شخص مورد نظر یا آزارناپدری و یا نامادری، آزارهای جسمی و جنسی از سوی نزدیکان بویژه محارم و … را می توان از جمله مهمترین عوامل زمینه ساز فرار دختران از خانه برشمرد.
● وضعیت کلی دختران فراری
دختران فراری معمولأ در گروه سنی ۱۴ تا ۲۵ سال قرار دارند. موقعیت سنی این افراد نشان دهنده ی میزان آسیب پذیری، احتمال بزهکاری، بزه دیدگی و یا قربانی شدن در برابر سوء استفاده های جنسی مختلف و دیگر سوء استفاده ها می باشد. دراین مرحله اهمیت مداخله سریع همه جانبه خانواده ومسئولین ذیربط بسیار حائز اهمیت است. باید توجه داشت که خطر فقط خانواده های طبقات پایین ازنظراقتصادی و اجتماعی را تهدید نمی کند، بلکه بنابر تحقیقات درصد قابل توجهی از دختران فراری، متعلق به خانواده های مرفه و متوسط به بالا هستند.
مخاطراتی که پس از فرار ، دختران جوان بی پناه و آسیب پذیر را تهدید می کند معمولاً عبارتنداز:

۱) گرفتار شدن در دام شبکه های قاچاق دختران و زنان جوان:
قاچاقچیان ، ایادی خودرا درمناطقی مانند پارک ها، مقابل مدارس راهنمایی ودبیرستان ها و اماکن عمومی می گمارند تا با پرسه زدن دراین اماکن و شناسایی دخترانی که ازمنازل خود فرار کرده اند، آنها را با وعده هاای، به دام اندازند. گاهی فرار، پس از طرح دوستی و آشنایی از سوی دلالان شبکه های قاچاق و دادن وعده های مختلف چون خروج آسان ازکشور و درآمد خوب و زندگی بهتر، اتفاق می افتد.
۲) تجاوز،اجبار و تحمیل:
معمولا دختران فراری که آسیب پذیر نیز هستند، گرفتار مشکل تجاوز، اجبار و تحمیل می شوند. قاچاقچیان، دختران جوانی را که به هر انگیزه از خانه خود گریخته اند، وسیله درآمد خود قرار میدهند. آنها را به برقراری ارتباط جنسی و انجام کارهای خلاف مجبور می کنند. در سال های اخیرنوع جدیدی از فریب و قاچاق دختران و زنان ازطریق اینترنت مشاهده می شودکه بیشترحاصل گسترش شبکه های ارتباطی مجازی است.
۳) انگ اجتماعی و عدم امکان بازگشت به شرایط گذشته، از دیگر مباحث تامل برانگیز در مورد دختران فرار است.
● چرا فرار از خانه
فرارازخانه ازجمله رفتارهای ناسازگارانه ای است که بیشترازنوجوانان و جوانان سرمی زند. با توجه به پی آمدهای سوء آن یکی از آسیب های خانوادگی و اجتماعی جامعه، شناخته می شود. آسیبی که می تواند بهداشت روانی فرد و جامعه را تحت تاثیر قرار دهد. مسئله فرار زنان و دختران همراه با سایر معضلات و آسیب های اجتماعی مرتبط با آن در سال های اخیر با رشد روزافزون در شهرهای بزرگ بالاخص شهر تهران مورد توجه کارشناسان، متخصصان علوم انسانی قرارگرفته است.

فرار از خانه در واقع زیر پا گذاشتن مقررات خانوادگی و هنجارهای اجتماعی است که اغلب به علت ترس، خشم، یا انتقام جویی در مقابل عوامل مخرب و آشفته خانوادگی و اجتماعی رخ می دهد. دختران بیشتربرای مدت کوتاهی حضور در مکان های دیگر را بجای ماندن در خانه خود ترجیح می دهند.

ساخت و روابط متزلزل افراد در درون خانواده، اعضای معترض و ناخشنود از این وضعیت نابسامان را به طرف جامعه پرتاب می کند با این اتفاق فرد را به فراری تبدیل کرده و به سوی بزه کاری وارتکاب سایر جرائم سوق می دهد. «گزارش سازمان بهداشت جهانی حاکی است که سالانه بیش از یک میلیون نوجوان ۱۳ تا ۱۹ ساله ازخانه فرارمی کنند که ۶۰ تا ۷۰ در صد این افراد ، شامل دختران و ۳۰ تا ۴۰ درصد از آن در بین پسران رخ می دهد.

در پژوهشی که عوامل مختلف خانوادگی، اقتصادی، همسالان، فرهنگ و آموزش، اوقات فراغت و ارتباطات در دو بخش درونی وبیرونی را مورد بررسی قرار داده است نتایج زیر در مورد خانواده و همسالان حاصل گردیده که نسبت به شاخص های دیگر از اهمیت ویژه ای برخورداربوده است، به همین دلیل فقط نتایج این دو شاخص در این نشریه آورده شده است.
خانواده به میزان۷/۷۷ درصد از بیشترین تاثیر بر فرار دختران برخوردار است. زیرا فرد از بدو تولد ارزش ها و هنجارها را در خانواده می آموزد و به تدریج با دنیای وسیع تر جامعه آشنا می شود. بگونه ای که خانواده و کارکردهای آن در پذیرش نقش های اجتماعی از اهمیت ویژه ای برخوردار می شود.»
میزان محبت، صمیمیت، حمایت عاطفی و وابستگی از جمله مسائل مهمی است که در دوران اولیه زندگی می تواند در بروز رفتارهای بهنجار یا نابهنجار موثر باشد. نتایج تحقیقات نشان داده است که هرچه ازمیزان وابستگی والدین به فرزندان کاسته شده، برفرارآنان از خانه افزوده شده است.
به علت نبود بهداشت روانی و عاطفی مناسب در خانواده، این افراد از شخصیت مناسب و قابل قبول اجتماعی برخوردار نبوده و برای جبران این مشکلات به رفتارهای غیرمتعارف روی می آورند. در مورد این دختران تحقیر، تبعیض، از هم پاشیدگی ساختار خانواه، خلاء عاطفی موجود و ناتوانی والدین در نظارت همه جانبه و صحیح بر فرزندان، این مسئله را تشدید نموده است.
ازدگرسو با توجه به دگرگونی در ساختار خانواده برخی از کارکردهای اساسی آن کاهش یافته یا اساسا از دست رفته و برخی دیگر جابه جا شده اند. با دگرگونی جامعه روابط خانوادگی نیز دستخوش تغییر شده است. نیاز به آزادی های فردی بر محدوده زندگی خانوادگی نیز تاثیر گذاشته است.اینک نمی توان بر الگوهای گذشته که در زمان خود شاید بهترین بوده است پای فشرد، بلکه با توجه به تحولات اجتماعی و تغییر در شکل و روابط حاکم بر خانواده باید تلاش کرد تا الگوهای متناسب با شرایط امروز جامعه ارائه نمود.

چنین برنامه ریزی ای نیاز به توجه به تحولات و پدیده های جدید اجتماعی و جهانی دارد.
گروه همسالان دیگر شاخصی بود که به میزان ۵/۶۷ درصد تاثیر زیادی بر فرار دختران داشته است. گروه همسالان، به عنوان دومین عامل(بعد از خانواده) در جامعه پذیری جوانان و نوجوانان نقش مهمی برعهده دارد. ارتباط با گروه های سنی در شکل گیری رفتار فردی و اجتماعی نوجوانان و جوانان بسیار مهم است. این گروه ممکن است تاثیر خانواه را نیز دگرگون و یا حتی خنثی نماید.

انسان به دلایل مختلف خود را با دیگران مقایسه و ارزیابی می کند. در این فرایند انسان ارزش ها و استانداردهای افراد یا گروه های دیگر را به عنوان یک قالب مقایسه ای و مرجع در نظر می گیرد. این گروه می تواند در پیشرفت و تکامل شخصیتی و رفتارهای اجتماعی نوجوانان و جوانان نقش مهمی ایفا نماید. همچنین می تواند زمینه یادگیری بسیاری از مهارت ها و فعالیت های اجتماعی را فراهم کند. بنابراین حضور در محیط های نامناسب و داشتن دوستان ناباب و ارتباط با معیارهای اخلاقی غیرمتعارف اجتماعی می تواند زمینه رفتارهای نامناسب را ایجاد نماید و گروه همسالان می تواند به عنوان گروه مرجع مورد توجه قرار گیرد.
● بحث و نتیجه گیری :
هنگامی که فرد در خانه و خانواده محیط مناسب، منطبق با روحیات شخصی اش را نمی یابد، فکر می کند که با فرار از خانه می تواند تمام مشکلات را پشت سر گذاشته و وارد دنیایی متفاوت شود. فرد به اشتباه فکر می کند جامعه محیط امن برای رفع نیازهای او است. او به گونه ای از مشکلات درونی و خانوادگی در رنج است که کوچکترین فکری به پیامدهای بعد از فرار نمی کند.
آیا کسانی که به هر دلیل و انگیزه ای خانه و کاشانه خود را هر چند نامطلوب به قصد دستیابی به وضعیت مطلوب تر ترک می کنند، به مقصود خود نائل می شوند؟ و به ساحل نجات دست پیدا می کنند؟ یا در یک منجلاب غیر پیش بینی گرفتار می آیند و گاهی تا مرز نابودی و رسوایی تمام پیش می روند؟ پس باید جوانان و نوجوانان را دریابیم و به نیازهای آنان پاسخ منطقی و درخور شرایط روز اجتماعی و جهانی بدهیم.




نوشته شدهسه شنبه سی ام تیر 1388 توسط علی

 

عید بر شما مبارک

هرگز امید را از کسی نگیرید، شاید

 

 این تنها چیزی باشد که دارد.

 نظر مقام معظم رهبري درباره ازدواج موقت

فلسفه ازدواج موقت ازدواج موقت، از نظر تئوريك كاملاً پذيرفته شده است و نه تنها در اسلام، كه حتي برخي از متفكران بزرگ غربي ـ مانند راسل ـ يكي از راه‏هاي حل مشكل ازدواج دائمي و ديررس را در دنياي كنوني، پناه بردن به ازدواج موقت مي‏دانند. از نظر عملي نيز در نظام جمهوري اسلامي، اين مسئله مقبول افتاده؛ ليكن فرهنگ اجتماعي، هنوز پذيراي آن نيست. به عبارت ديگر، صيغة موقّت نيز نوعي ازدواج است. بنابراين، هر فرد واجد شرايط مي‏تواند از شخصي كه او نيز شرايط ازدواج موقت را دارا است، خواستگاري و براي مدتي موقت ـ مانند چند ساله دوران تحصيل ـ با وي ازدواج كند .

متأسفانه غالب افراد، ازدواج موقت را با كاميابي آني اشتباه گرفته‏اند و همين مسئله سبب شده است اين موضوع نتواند در جامعه ما جايگاه حقيقي خود را باز يابد. تبليغات سوئي هم كه بيش از يك قرن در جامعه ما توسط غرب‏گرايان انجام شده، در ضمير مردم رخنه كرده است؛ به گونه‏اي كه گاهي روابط نامشروع، با تسامح نگريسته مي‏شود؛ ولي ازدواج موقت، طوري ديگر معرفي مي‏گردد. براي حل اين مشكل ‏بايستي تلاش فرهنگي و اجتماعي گسترده‏اي صورت پذيرد تا جوانان از آسيب شياطين مصون بمانند.

شرايط عقد موقت
عقد موقت يا صيغه، داراي شرايط زير است:
1. ازدواج موقت مانند ازدواج دائم، نياز به خواندن عقد و الفاظ مخصوص دارد و با صرف رضايت قلبي درست نمي‏شود.
2. فرق عمده در ازدواج موقت با دائم، اين است كه در عقد موقت بايد مدت ذكر شود كه آيا مثلاً يك ساعت است يا ده سال.
3. مقدار مهريه هم بايد در عقد موقّت، مشخص شود و هنگام خواندن عقد، ذكر گردد.
4. اگر دختر باكره بخواهد صيغه شود، بايد با اذن پدر يا جد پدري باشد؛ همان گونه كه در ازدواج دائم نيز اين طور است.
5. در عقد ازدواج موقّت، بعد از تمام شدن مدت، زن بايد از مرد جدا شود و عده نگه دارد؛ مگر اينكه عقد، دوباره تجديد شود. اگر قبل از تمام شدن مدت، مرد بقيه آن را ببخشد، ازدواج موقت تمام مي‏شود؛ اما ازدواج دائم، فقط با طلاق يا فسخ، عقد منفسخ مي‏شود.
نكاح موقّت از نيازهاي ضروري جامعه اسلامي است؛ ولي اگر اين كار، بدون اتخاذ تدابير و قانونمندي‏هاي لازم صورت پذيرد، بي‏شك عوارض نامطلوب بهداشتي و روحي براي جامعه در بر خواهد داشت. مسلماً ازدواج موقّت از نظر هزينه و نيازهاي ديگر، همانند ازدواج دائم نيست و طبيعتاً براي اكثر جوانان قابل دسترسي خواهد بود؛ ولي متأسفانه در حال حاضر چنين زمينه‏هايي وجود ندارد. در چنين شرايطي، براي رهايي از دغدغه‏هاي فكري و روحي، بهتر است با تصميم جدي، براي ازدواج اقدام كنيد.
اگر به غرايز طبيعي انسان، به صورت صحيحي پاسخ گفته نشود، براي اشباع آنها متوجه راه‏هاي انحرافي خواهد شد؛ زيرا اين حقيقت قابل انكار نيست كه غرايز طبيعي را نمي‏توان از بين برد و فرضا هم بتوانيم از بين ببريم، چنين اقدامي عاقلانه نيست و به نوعي، مبارزه با قانون آفرينش است. بنابراين راه صحيح آن است كه آنها را از طريق معقولي اشباع نموده و از آنها در مسير سازندگي بهره‏برداري كنيم.
اكنون اين پرسش پيش مي‏آيد كه در بسياري از شرايط و محيط‏ها، افرادي قادر به ازدواج دائم نيستند، يا افراد متأهل در مسافرت‏هاي طولاني و يا مأموريت‏ها با مشكل عدم ارضاي غريزه جنسي روبه رو مي‏شوند. اين موضوع به خصوص در عصر حاضر به شكل حادتري رخ نموده است؛ چرا كه سن ازدوج، بر اثر طولاني شدن دوره تحصيل و مسائل پيچيده اجتماعي، بالا رفته و كمتر جواني مي‏تواند در سن پايين ـ يعني در داغ‏ترين دوران غريزه جنسي ـ اقدام به ازدواج كند. با اين وضع، چه بايد كرد؟ آيا بايد مردم را به سركوب كردن اين غريزه (همانند رهبان‏ها و راهبه‏ها) تشويق كرد؟ يا اينكه آنان را در برابر بي‏بند و باري جنسي، آزاد گذاشت و شاهد صحنه‏هاي زننده بود؟ و يا آنكه راه سومي را در پيش بگيريم كه نه مشكلات ازدواج دائم را به بار آورَد و نه آن بي‏بند و باري جنسي را؟
«ازدواج دائم» نه در گذشته و نه در امروز، به تنهايي جواب‏گوي نيازمندي‏هاي جنسي همه طبقات مردم نبوده و نيست. ما بر سر دو راهي قرار داريم: يا بايد «فحشا» را مجاز بدانيم و يا طرح ازدواج موقت را بپذيريم. معلوم نيست آنها كه هم با ازدواج موقت مخالفند و هم با فحشا، چه جوابي براي اين سؤال دارند؟ طرح ازدواج موقّت، نه شرايط سنگين ازدواج دائم را دارد ـ كه با عدم تمكن مالي يا اشتغالات تحصيلي و مانند آن نسازد ـ و نه زيان‏هاي فجايع جنسي و فحشا را در بر دارد. ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه‏(تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1374، ج 3، ص 341) البته يکي ار موانع جدي ازدواج موقّت سوء استفادة افراد عياش است. ازدواج موقّت راهي اضطراري و موقّت براي جلوگيري از معضلات جنسي است؛ نه راهي براي شهوت‏راني تا ثبات خانواده‏ها را به مخاطره انداخته وجايگزين ازدواج دائم شود!!
ترديدي نداريم كه همه اين مشكلات فعلي ـ كه بيشتر ريشه در فرهنگ عمومي جامعه دارد ـ غل و زنجيرهاي آهنيني را بر دست و پاي تمامي افراد جامعه ـ به خصوص جوانان ـ زده است و ارضاي طبيعي يكي از نيرومندترين غرايز را دشوار ـ بلكه محال ـ نموده است. بايد با حركتي عظيم و بنيادين در فرهنگ جامعه، ساختار فكري مردم در اين زمينه زير و رو شود تا اين قيد و بندها از هم گسسته گردد.
براي رسيدن به اين هدف، بايد همه علت‏ها و محرك‏هاي مشكل ياد شده شناسايي (اعم از اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي) و سپس با مشاركت دولت و مردم، ابتدا راه «ازدواج دائم» هموار گردد. آن گاه براي مشكلات باقي‏مانده، راه ازدواج موقّت در پيش گرفته و براي مقبوليّت همگاني آن، بيش از پيش تلاش شود




نوشته شدهدوشنبه بیست و نهم تیر 1388 توسط علی
.: Weblog Themes By www.javalord.mihanblog.com :.