تبليغاتX
دختران جوان مسائل اجتماعی جوانان - سخن از آغاز آفرينش آسمان و زمين و آفرينش آدم ( ع )

دختران جوان مسائل اجتماعی جوانان - سخن از آغاز آفرينش آسمان و زمين و آفرينش آدم ( ع )

بلاگی در خور شخصیت دختران ایران زمین,دختران امروز,مادران فردا

سخن از آغاز آفرينش آسمان و زمين و آفرينش آدم ( ع )

خطبه‏اى از  حضرت علی ( ع )

در اين خطبه ، سخن از آغاز آفرينش آسمان و زمين و آفرينش آدم ( ع ) است .

حمد باد خداوندى را که سخنوران در ثنايش فرو مانند و شمارندگان از شمارش نعمتهايش عاجز آيند و کوشندگان هر چه کوشند ، حق نعمتش را آنسان که شايسته اوست ، ادا کردن نتوانند . خداوندى ، که انديشه‏هاى دور پرواز او را درک نکنند و زيرکان تيزهوش ، به عمق جلال و جبروت او نرسند . خداوندى که فراخناى صفاتش را نه حدّى است و نه نهايتى و وصف جلال و جمال او را سخنى درخور نتوان يافت ، که در زمان نگنجد و مدت نپذيرد . آفريدگان را به قدرت خويش بيافريد و بادهاى باران زاى را بپراکند تا بشارت باران رحمت او دهند و به صخره‏هاى کوهساران ، زمينش را از لرزش بازداشت .

اساس دين ، شناخت خداوند است و کمال شناخت او ، تصديق به وجود اوست و کمال تصديق به وجود او ، يکتا و يگانه دانستن اوست و کمال اعتقاد به يکتايى و يگانگى او ، پرستش اوست . دور از هر شايبه و آميزه‏اى و ، پرستش او زمانى از هر شايبه و آميزه‏اى پاک باشد که از ذات او ، نفى هر صفت شود زيرا هر صفتى گواه بر اين است که غير از موصوف خود است و هر موصوفى ، گواه بر اين است که غير از صفت خود است .

هرکس خداوند سبحان را به صفتى زايد بر ذات وصف کند ، او را به چيزى مقرون ساخته و هر که او را به چيزى مقرون دارد ، دو چيزش پنداشته و هر که دو چيزش پندارد ، چنان است که به اجزايش تقسيم کرده و هر که به اجزايش تقسيم کند ،

او را ندانسته و نشناخته است . و آنکه به سوى او اشارت کند محدودش پنداشته و هر که محدودش پندارد ، او را بر شمرده است و هر که گويد که خدا در چيست ، خدا را درون چيزى قرار داده و هر که گويد که خدا بر روى چيزى جاى دارد ، ديگر جايها را از وجود او تهى کرده است .

خداوند همواره بوده است و از عيب حدوث ، منزه است . موجود است ، نه آنسان که از عدم به وجود آمده باشد ، با هر چيزى هست ، ولى نه به گونه‏اى که همنشين و نزديک او باشد ، غير از هر چيزى است ، ولى نه بدان سان که از او دور باشد . کننده کارهاست ولى نه با حرکات و ابزارها . به آفريدگان خود بينا بود ، حتى آن زمان ، که هنوز جامه هستى بر تن نداشتند . تنها و يکتاست زيرا هرگز او را يار و همدمى نبوده که فقدانش موجب تشويش گردد . موجودات را چنانکه بايد بيافريد و آفرينش را چنانکه بايد آغاز نهاد . بى‏آنکه نيازش به انديشه‏اى باشد يا به تجربه‏اى که از آن سود برده باشد يا به حرکتى که در او پديد آمده باشد و نه دل مشغولى که موجب تشويش شود . آفرينش هر چيزى را در زمان معينش به انجام رسانيد و ميان طبايع گوناگون ،

سازش پديد آورد و هر چيزى را غريزه و سرشتى خاص عطا کرد . و هر غريزه و سرشتى را خاص کسى قرار داد ، پيش از آنکه بر او جامه آفرينش پوشد ، به آن آگاه بود و بر آغاز و انجام آن احاطه داشت و نفس هر سرشت و پيچ و خم هر کارى را مى‏دانست .

آنگاه ، خداوند سبحان فضاهاى شکافته را پديد آورد و به هر سوى راهى گشود و هواى فرازين را بيافريد و در آن آبى متلاطم و متراکم با موجهاى دمان جارى ساخت و آن را بر پشت بادى سخت‏وزنده توفان‏زاى نهاد . و فرمان داد ، که بار خويش بر پشت استوار دارد و نگذارد که فرو ريزد ، و در همان جاى که مقرر داشته بماند . هوا در زير آن باد گشوده شد و آب بر فراز آن جريان يافت . [ و تا آن آب در تموج آيد ] ، باد ديگرى بيافريد و اين باد ، سترون بود که تنها کارش ، جنبانيدن آب بود . آن باد همواره در وزيدن بود وزيدنى تند ، از جايگاهى دور و ناشناخته . و فرمانش داد که بر آن آب موّاج ،

وزيدن گيرد و امواج آن دريا برانگيزد و آنسان که مشک را مى‏جنبانند ، آب را به جنبش واداشت . باد به گونه‏اى بر آن مى‏وزيد ، که در جايى تهى از هر مانع بوزد . باد آب را پيوسته زير و رو کرد و همه اجزاى آن در حرکت آورد تا کف بر سر برآورد ،

آنسان که از شير ، کره حاصل شود . آنگاه خداى تعالى آن کفها به فضاى گشاده ، فرا برد و از آن هفت آسمان را بيافريد . در زير آسمانها موجى پديد آورد تا آنها را از فرو ريختن باز دارد . و بر فراز آنها سقفى بلند برآورد بى‏هيچ ستونى که بر پايشان نگه دارد يا ميخى که اجزايشان به هم پيوسته گرداند . سپس به ستارگان بياراست و اختران تابناک پديد آورد و چراغهاى تابناک مهر و ماه را بر افروخت ، هر يک در فلکى دور زننده و سپهرى گردنده چونان لوحى متحرک .

سپس ، ميان آسمانهاى بلند را بگشاد و آنها را از گونه‏گون فرشتگان پر نمود .

برخى از آن فرشتگان ، پيوسته در سجودند ، بى‏آنکه رکوعى کرده باشند ، برخى همواره در رکوعند و هرگز قد نمى‏افرازند . صف در صف ، در جاى خود قرار گرفته‏اند و هيچ يک را ياراى آن نيست که از جاى خود به ديگر جاى رود . خدا را مى‏ستايند و از ستودن ملول نمى‏گردند . هرگز چشمانشان به خواب نرود و خردهاشان دستخوش سهو و خطا نشود و اندامهايشان سستى نگيرد و غفلت فراموشى بر آنان چيره نگردد .

گروهى از فرشتگان امينان وحى خداوندى هستند و سخن او را به رسولانش مى‏رسانند و آنچه مقدر کرده و مقرر داشته ، به زمين مى‏آورند و باز مى‏گردند . گروهى نگهبانان بندگان او هستند و گروهى دربانان بهشت اويند . شمارى از ايشان پايهايشان بر روى زمين فرودين است و گردنهايشان به آسمان فرازين کشيده شده و اعضاى پيکرشان از اقطار زمين بيرون رفته و دوشهايشان آنچنان نيرومند است که توان آن دارند که پايه‏هاى عرش را بر دوش کشند . از هيبت عظمت خداوندى ياراى آن ندارند که چشم فرا کنند ، بلکه ، همواره ، سر فروهشته دارند و بالها گرد کرده و خود را در آنها پيچيده‏اند . ميان ايشان و ديگران ، حجابهاى عزّت و عظمت فرو افتاده و پرده‏هاى قدرت کشيده شده است . هرگز پروردگارشان را در عالم خيال و توهم تصوير نمى‏کنند و به صفات مخلوقات متصفش نمى‏سازند و در مکانها محدودش نمى‏دانند و براى او همتايى نمى‏شناسند و به او اشارت نمى‏نمايند .


در باره من

با عرض سلام وخیر مقدم خدمت تمامی دوستان وبازدیدکنندگان وبلاگ خودشون خواهشمندم که در پیشبرد وبه نتیجه رسیدن هر چه بهتر این وب با انتقادات و نظرات خود ما را یاری فرمائید
این حقیر تو زمینه های کامپیوتر-گرافیک- پرواز-مسائل اجتماعی- ومشکلاتی که برای بعضی از دوستان تو زندگیه روز مره خدائی نکرده پیش میاد.......... میشه گفت ی تجاربی دارم ودوست دارم به جوانان کمک کنم.اگه قابل دونستین روم حساب کنید .....این وب برای گروه خاصی نیست ما مثل دیگران که گاز ناامیدیو گرفتن نیستیم دین اسلام دین آرامشو ومحبته من که نباید تاوان اشتباهات بد برخورد کردن دیگران رو پس بدیم من میگم حیفه یک جوان به خاطر این که .....................خلاصه من باهاتونم تا همیشه تا وقتی زندم و هستم ...........


منوی اصلی

· صفحه نخست
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


امکانات