پیامبر اكرم (ص) فرمودند:
هركس، یكبار در زندگیِ خود مَتَعِه ( ازدواج موقت )، كند، درجهاش به مانندِ درجهی حسن مجتبا خواهد
بود و هركس دوبار متعه كند، درجهاش به مانندِ حسین، سیدالشهدا خواهد بود،
و هركس سه بار این كار را انجام دهد، به درجهی علیِ مرتضا نایل میآید، و
هركس چهاربار متعه بگیرد، درجهاش همانند من خواهد بود.
لئالی الاخبار، ج 3 ص 243
صالح بن عقبه از پدرش نقل میكند:
ـ به امام صادق گفتم: « آیا متعه ثواب هم دارد »؟
ـ فرمودند: « اگر
شخصِ متعهكننده با این كار، رضایتِ خداوند و مخالفت با منكرانِ این كار
را خواسته باشد، خـداوند بـرای هر كلمهای كه با متعه ( زنِ صیغهای
) صحبت میكنـد، یك حسنه برایاش مینویسـد و یا هربار كـه دستِ خـود را
به سـویاش دراز میكند، یك حسنه برایش ثبت میشود و هنگامیكه نزدیكاش
میشود، خداوند، یك گناه از او پاك میگرداند و در هنگامِ غسل، خداوند، به
اندازهی آبی كه از موهایاش میگذرد، گناه او را پاك می كند».
ـ پرسید: « به اندازهی موهایاش »؟
ـ فرمودند: « آری، به اندازهی موهایاش ».
وسائل ج 14/ لئالی ج3/من لا یحضر ج 3 از امام صادق سـوال شد:
ـ «آیا رسول خدا متعه کرد»؟
ـ فرمودند: « آری ».
پیامبر اعظم فرمودند: « هر
که یکبار متعه کند، ایمن شود از خشمِ خدای تعالی و هرکه دوبار متعه کند،
با نیکوکاران محشور شود و هرکه سهبار متعه کند، در درجهی روضهی جنان ( بهشت ) با من خواهد بود ».
پس امام صادق فرمودند: « هركسی كه ازدواج موقت كند و بعد غسل كند، از هر قطرهای كه از آبِ غسلِ او میچكد، خداوند، هفتاد مَلِك ( فرشته ) را خلق مینماید كه تا روز قیامت، برای او طلب آمرزش و بخشش نمایند و تا روز قیامت، بركسی كه از این عمل دوری كند، لعنت میفرستد ».
وسائل الشیعه ج 14 ص 444
(
یعنی با هربار غسلكردن، اگر فرض كنیم كه تنها یك لیتر آب بهصورتِ قطره
از بدنِ این مومن بچكد، باتوجه به این كه یك لیتر آب، معادلِ 1000 سیسی آب
است و هر یك سیسی، حدود 20 قطره خواهد شد، پس در یك محاسبهی ساده، 000/400/1 ملك آفریده میشوند كه تا قیامت، دعاگویِ این مومن محترم باشند.
حال
اگر این مومن، هفتهای یكبار هم بخواهد دوش بگیرد، چنانچه به همین یك
ازدواجِ موقت بسنده كرده باشد، و فرض كنیم، پنج سال هم در خدمتِ آن بانویِ
گـرامی باشـد، در محـاسبهای ساده، تعدادِ فرشتهگانِ آفریدهشده و
تسبیحگو، به اِزایِ این عملِ خداپسندانه !!!، تنها در همین پنج سالِ
فرضشده، عددی معادلِ 000/000/364 فرشته را در برمیگیرد.
بعیـد
است كه بـا این تعـداد فـرشتهی تسبیـحگو، آن هم از امـروز تا روزِ
قیـامت، كه تنهـا به مـددِ عملـی اینچنیـن خیرخواهانه !!!!، یعنـی «ازدواج موقت»،
البته فقط در ازایِ درآغوشگرفتنِ یك بانویِ مُكَرمِه !!!، به نیایش و
سپاس از مومنین مشغول خواهند شد، دیگر گناهی برای مومنینِ عزیز باقی بماند.
ریاضـیدانانِ
عزیز، بهجایِ بیكار نشستن، میتوانند به محاسباتِ ریاضیِ خود ادامه
دهند، اگر این مومنِ محترم، بخواهد در طولِ عمرِ شریف و پربارِ خود، از
وصالِ بیمثالِ چندین بانویِ اینچنین قیمتی و پربها، بارها و بهدفعات
بهرهمند گردد، بشمارند تعدادِ فرشتهی تسبیحگو را ). امام صادق فرمود:
هنگامیكه پیامبر به معراج رفت، فرمود: « جبرئیل نزد من آمده و گفت: ای محمد(ص)، خداوندِ تبارك و تعالی میفرماید: من گناهانِ زنانی كه از امت تو، متعه شوند (صیغه گردند) را بخشیدم ».
رسائل ج 14/ لئالی ج 3 / من لا یحضر ج 3
در خلاصهالاخبار، از پیامبر اكرم نقل شده كه:
یك روز به یاراناش فرمود: « برادرم جبرئیل، از پروردگارم برایم هدیهای آورد كه خداوند به هیچ یك از پیامبرانِ پیش از من هدیه نكرده بود و آن، متعه است ».
لئالی ج 3 ص 243 پیامبر اكرم میفرمایند:
« دو
نفری كه ازدواج موقت مینمایند، هنگامیكه با هم صحبت میكنند، كلامِ آن
ها تسبیح خداوند است و هنگامی كه دستِ همدیگر را گرفتند، گناهانشان از
میان انگشتانشان فرو میریزد. هنگامیكه یكی از آنان دیگری را میبوسد،
خداوند برای هر بوسه، ثوابِ یك حج و عمره را میدهد و هنگامیكه ازهم جدا
میشوند، خداوند برای هر دوی آنان، به هر لذت و شهوتی كه بردهاند، حسنهای
به بزرگیِ كوههای بسیار بلند، در نامهی عملشان مینویسد.
و
هنگامیكه بلندشده و غسل كردند، خداوند گناهانِ آنان را میبخشد و آبی، بر
مویی از موهایشان عبور نمیكند، مگر اینكه خداوند برای هریك از آنها،
ده ثواب نوشته و ده گناه محو كرده و ده درجه بالا میبرد ».
پس، پیامبر فرمودند:
« و برای هركسی كه پیوندِ بین آنها را ایجاد كرده باشد، همین ثوابها خواهد بود ».
و در ادامه فرمودند:
« یك درهم خرج برای متعه ( صیغه
)، از هزار درهمی كه در راهِ خدا خرج شود، برتراست. به خدا سوگند كه متعه
برتر است و آن چیزی است كه قرآن دربارهی آن سخن گفته و سنت بر آن جاری شده
است ».
لئالی الاخبار ج 1 ص 244
در روایت است كه:
« مومن، كامل نمیشود تا این كه متعه انجام دهد ».
من لا یحضر ج 3 / وسائل ج 14
هشام بن سالم، از امام جعفر صادق نقل میكند كه آن حضرت فرمودند:
« مستحب است كه مرد متعه كند و برای مردان شما، دوست ندارم كه از دنیا بروند، بدون اینكه حتی یك بار متعه كرده باشند ».
وسائل ج 14 باب 2 حدیث 7
بكر بن حمد میگوید: از امام صادق در مورد متعه سـوال كردم، فرمود:
« من دوست ندارم مرد مسلمانی را، كه از دنیا خارج شود و یكی از سنتهای پیامبر را انجام ندهد ».
من لا یحضر ج3
ابو بصیر میگوید: بر امام جعفر صادق وارد شدم. او به من فرمود:
ـ « ای ابومحمد، آیا از هنگامیكه از نزد خانوادهات خارج شدهای، متعه كردهای »؟
ـ گفتم: « نه ».
ـ فرمودند: « چرا »؟
ـ گفتم: « به اندازهی كافی توانایی مالی ندارم ».
ـ حضرت دستور دادند یك دینار به من بدهند و فرمودند: « تو را قسم میدهم كه به خانه نروی، مگر آنكه این كار را انجام دهی ».
وسائل ج 14 باب 2 حدیث 14
اسماعیل بن فضل هاشمی نقل میكند كه امام صادق به من فرمودند:
ـ « آیا از هنگامیكه از نزد خانواده ات خارج شدهای متعه كرده ای »؟
ـ گفتم: « چون مشاغل زیادی دارم، خداوند مرا از آن بینیاز كرده است ».
ـ حضرت فرمودند: « حتی اگر بی نیاز باشی، من دوست دارم كه سنت پیامبر را احیا نمایی ».
وسائل ج 14 باب 2 حدیث 13 پانوشت:
1 ـ در بیانِ درجهی امام مجتبا، به بخشی از نوشتهی زیر توجه كنید. باور كنید كه این نگارش، از مغرضان و بیدینها نیست:
فرزندِ ارشدِ « علی »، « حسن مجتبا»،
در بهدستآوردن و البته طلاقدادنِ زنان، بسیار مشهور بوده است. مورخین
نوشتهاند كه او 70 و به روایتی 90 زن را پس از تملك، طلاق داده است !!!!! و
بدینسان، او را « قهرمانِ طلاق » نامیدهاند.
نوشتهاند كه در زمانِ « علی »، عدهای از سران و بزرگانِ قبایلِ عرب، نزدِ وی به شكایت میروند كه: « حسن، فررندِ تو، دخترانِ ما را میگیرد و پس از چندی طلاق میدهد ».
پاسخِ علی، بسیـار شنیـدنی است. او میگـوید: « چـارهی كار در دستِ خـودتان است، شمـا چـرا به او دختـر میدهید » !!!!
( رهنما، زینالعابدین. زندگانی امام حسین. نشر زوار. چاپ هفدهم. 1376. جلد دوم. ص 210).
جالب است كه كتابِ « آقایزینالعابدینِ رهنما »،
كه این موارد در آن به رشتـهی نگارش درآمده و درآن، به این مطالب، اشاره
رفته است، در حكومتِ جمهوری اسلامی نیز، بارها تجدیدِ چاپ شده و بزرگانِ
ادبِ ایران، چون « محمدعلی جمـالزاده »، « دكتر مهـدی پرهـام »، « دكتر اسدالله مبشری » و حتی روحانیِ معروفی بهنامِ « آیتالله حاج شیخ خلیل كمرهای »، در پیشگفتار و دیباچهی آن، بر سلامت و صحتِ نوشتارِ آن، مهر تایید گذاشتهاند.
+ نوشته شده در شنبه ششم خرداد ۱۳۹۱ساعت 6:47  توسط علی
|
|