خداوندا به اندازه تمام

 

 دنیا دلم گرفته

اي دنيا مرا در كام خود غرق كردي وسوختي آشيانم را همچون تگرگ هاي بهاري

 بر سرم باريدي . اي طبيعت از من انتقام گرفتي انتقامي سخت . از تو واز تو

 ِشكوه دارم. اسيرم كردي از دستت فرياد مي كشم فريادي كه صدايش بجائي

 نرسد و سكوت مي كنم تا همگان بهفهمند بر اهل زمين چه كردي از تو و از تو

 نالانم . تو وتو بيقرارم كردي. در پايان راه با من چه خواهي كرد وبرايم چه خواب

 ديده ا ي .اي خداي خوب ومهربانم اين پايان خوشايندي برايم نيست.

 

ولی باز راضیم به رضای تو      

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر ۱۳۸۷ساعت 2:50  توسط علی  |